یک روانشناس بالینی:
چرا احترام و ادب در جامعه کمرنگ شده است؟
یک روانشناس بالینی گفت: افزایش فشارهای روانی، غلبه ارزشهای فردگرایانه، ضعف مهارتهای ارتباطی و تأثیر فضای مجازی از عوامل مؤثر در کمرنگ شدن احترام متقابل در جامعه است و آموزش فرهنگ گفتوگو، همدلی و مدیریت خشم از کودکی، مهمترین راهکار برای اصلاح این روند محسوب میشود.
مهدی مومنی، در گفتوگو با خبرنگار فریاد با اشاره به تغییر الگوهای ارتباطی در جامعه اظهار کرد: یکی از نخستین نکاتی که باید به آن توجه کرد این است که برداشت نسلهای مختلف از مفهوم احترام و ادب یکسان نیست. برخی رفتارهایی که نسلهای گذشته بیاحترامی تلقی میکنند، ممکن است از نگاه نوجوانان و جوانان امروز، نوعی استقلالطلبی، ابراز عقیده یا دفاع از حقوق فردی باشد.
وی گفت: استقلالطلبی و تلاش برای دستیابی به آزادیهای منطقی و معقول، بخشی از فرآیند طبیعی رشد شخصیت است و نباید هر رفتار مبتنی بر فردیت را بیادبی یا بیاحترامی دانست. آنچه اهمیت دارد، نحوه بیان خواستهها و رعایت احترام متقابل در روابط انسانی است.
مومنی افزود: با این حال، به نظر میرسد یکی از مهمترین عوامل کمرنگ شدن احترام و ادب در جامعه، تغییر نظام ارزشهاست. در گذشته ارزشهایی مانند احترام، مسئولیتپذیری اجتماعی، گذشت، همدلی و رعایت حقوق دیگران جایگاه پررنگتری داشت، اما امروز در بسیاری از موارد، ارزشهای فردی، منافع شخصی و مادیگرایی بر ارزشهای اخلاقی و اجتماعی غلبه یافته و این موضوع بر کیفیت روابط میان افراد تأثیر گذاشته است.
وی با اشاره به شرایط اقتصادی و روانی جامعه تصریح کرد: افزایش فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، نگرانی نسبت به آینده، اضطرابهای مزمن و کاهش آستانه تحمل افراد موجب شده هیجانهایی مانند خشم، ناکامی و پرخاشگری بیش از گذشته در روابط روزمره بروز پیدا کند. طبیعی است زمانی که افراد تحت فشارهای روانی قرار دارند، احتمال رفتارهای تند و کاهش احترام در تعاملات اجتماعی نیز افزایش مییابد.
این روانشناس بالینی نقش خانواده را در شکلگیری رفتارهای اجتماعی بسیار مهم دانست و گفت: خانواده نخستین محیط آموزش احترام است. کودکان بیش از آنکه از توصیههای کلامی والدین بیاموزند، رفتار آنان را الگو قرار میدهند. اگر رابطه میان پدر و مادر بر پایه احترام، گفتوگوی سالم و کنترل هیجانها باشد، این الگو در شخصیت فرزندان نیز نهادینه خواهد شد.
وی ادامه داد: متأسفانه گاهی والدین انتظار دارند فرزندشان مؤدب باشد، اما خود در محیط خانواده یا در تعامل با دیگران رفتارهای پرخاشگرانه یا تحقیرآمیز دارند. این تناقض، اثر آموزشهای تربیتی را به شدت کاهش میدهد.
مومنی با اشاره به نقش فضای مجازی اظهار کرد: شبکههای اجتماعی و برخی تولیدکنندگان محتوا امروز به یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری رفتارهای اجتماعی تبدیل شدهاند. در بسیاری از موارد، ادبیات توهینآمیز، تمسخر دیگران، رفتارهای هیجانی و پرخاشگرانه در فضای مجازی عادیسازی میشود و این موضوع میتواند بر رفتار کاربران، بهویژه نوجوانان و جوانان، اثر منفی بگذارد.
وی با تأکید بر پیامدهای پرخاشگری گفت: بدون تردید پرخاشگری رفتاری آسیبزا است که هم به سلامت روان فرد پرخاشگر و هم به فردی که مورد پرخاش قرار میگیرد، آسیب وارد میکند. برخلاف تصور برخی افراد، پرخاشگری نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه تنها ممکن است برای لحظاتی احساس خشم را کاهش دهد.
این روانشناس بالینی افزود: پس از فروکش کردن خشم، معمولاً احساساتی مانند شرمندگی، پشیمانی، احساس گناه، بیکفایتی و سرزنش خود جایگزین آن میشود. علاوه بر این، رفتارهای پرخاشگرانه میتواند پیامدهای حقوقی، اجتماعی و خانوادگی نیز به دنبال داشته باشد و همین پیامدها سلامت روان فرد را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مؤثرترین راهکارها برای کاهش پرخاشگری و تقویت احترام متقابل، آموزش مستمر مهارتهای زندگی از دوران کودکی است. مهارتهایی مانند همدلی، گفتوگوی مؤثر، شنیدن فعال، جرأتورزی، حل مسئله، مدیریت خشم و کنترل هیجانها باید بهصورت علمی و هدفمند از سالهای نخست زندگی آموزش داده شوند.
مومنی تصریح کرد: رفتار جرأتمندانه با رفتار پرخاشگرانه تفاوت اساسی دارد. فرد جرأتمند میتواند بدون توهین، تحقیر یا خشونت، خواستهها، احساسات و حقوق خود را بیان کند و در عین حال به حقوق دیگران نیز احترام بگذارد. آموزش این مهارت میتواند بسیاری از تعارضهای روزمره را کاهش دهد.
وی با اشاره به نقش نهادهای مختلف در تقویت فرهنگ احترام گفت: والدین باید پیش از هر چیز مهارتهای همدلی، شنیدن فعال و گفتوگوی سازنده را فرا بگیرند و آن را در روابط خانوادگی به کار ببرند. همچنین نظام آموزشی باید به جای تمرکز صرف بر آموزشهای درسی، مهارتهای ارتباطی و اجتماعی را نیز بهصورت جدی در برنامههای آموزشی بگنجاند.
این روانشناس بالینی ادامه داد: رسانهها، آموزش و پرورش، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی نیز وظیفه دارند فرهنگ مدارا، گفتوگوی سالم، احترام به تفاوت دیدگاهها و حل مسالمتآمیز اختلافات را به شکل علمی و مستمر ترویج کنند و الگوهای صحیح رفتار اجتماعی را به جامعه معرفی کنند.
وی در پایان تأکید کرد: احترام و ادب تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه مهارتی اجتماعی است که باید آموزش داده شود. هرچه آموزش همدلی، احترام متقابل و مدیریت هیجانها از سنین پایینتر آغاز شود، جامعهای سالمتر، آرامتر و با روابط انسانی عمیقتر خواهیم داشت.
خبرنگار: محمدجواد داودینصر

خيلي خوب و آموزنده بود
پاسخ به این نظر