لک امیر؛
خری که سلطان شد
«لک امیر» متولد 1338 در روستای «کُله جوب» کرمانشاه است.
كيومرث اميرى كلهجوبى، متخلص به «لك امير» متولد نوزدهم شهریورماه سال 1338 در روستای «کُله جوب» از توابع بخش «سرفیروزآباد» کرمانشاه است.
وی شاعر، نويسنده و از چهرههاى برجسته لكستان است که آوازه دکلمههای زیبا و دلنشین لکیاش، مدتهاست دیار مادریاش (منطقه لکستان) را درنوردیده و حال مخاطبانی به وسعت گستره فرهنگی ایران زمین پیدا کرده است و با آثارى ارزشمند به زبان لكى، نقشى ماندگار در تبيين هويت فرهنگى مردم خود ايفا كرده است.
پدرش از طایفهی «پیره وند» است، طایفهای که زیستگاه سنتی آن بیشتر در منطقه «هُلیلان» و «زَردَلان» است.
لك امير، نمادى از وفادارى به فرهنگ و ديار خويش است؛ شخصيتى باوقار و شريف كه عشق به مردم و سرزمينش در سراسر زندگى و سرودههايش موج مىزند.
در آثار و اشعار او اندوه، رنجها و زيبايىهاى مردمش، بازتابى ژرف و تأثيرگذار يافتهاند.
لك امير به عنوان شخصيتى محبوب و اثرگذار در ميان مردم لك، به واسطهى عشق عميق به فرهنگ و سرزمين خود و به سبب منش والا و مردمىاش جايگاهى ماندگار در ياد و دل مردم دارد.
کلمات و واژههای او هر چند برگرفته از گویش «لکی» است، ولی او با بهرهگیری از همین گویش محلی به توصیف مفاهیم ملّی و اسطورهای نامآشنایی همچون: ایران، زرتشت، کوروش، بیستون، رستم و سیاوش پرداخته است و شاید همین نکته، نقطه تمایز او با دیگر قومگراها باشد.
لک امیر، سخت دلبسته تاریخ و فرهنگ قوم و دیار خویش است و با عشق، سخن از آنها میگوید اما در این راه نه تنها ره به افراط نبرده و چنگی بر صورت ملیت خویش نکشیده، بلکه روی ماه هویت ایرانی خویش را نیز بوسیده است.
اشعار او بسیار حماسی و غرورانگیزند و واژههایش، شور و حال سرزمین بکر و افسانهای لکستان را دارند، واژههایی اصیل و ناب که با کمک آنها فراز و نشیبهای تاریخ و فرهنگ ایران زمین را به زیبایی هرچه تمام به نظم کشیده است.
این نویسنده و شاعر لک زبان، با کارهای خود تلاش کرده علایق بومی و محلی قوم لک را تبدیل به دغدغههایی ملّی کند و در این راه به موفقیتهایی نیز دست پیدا کرده است.
این شاعر توانمند همانگونه که خودش اشاره میکند، از همان ابتدا به مطالعه کتاب و سرودن شعر علاقه داشته است: «از همان دوران ابتدایی تحت تأثیر معلمانی که داشتم شروع به مطالعه کردم و گاهی شعرهایی هم میسرودم که البته خیلی ابتدایی بودند.»
لک امیر، اولین فعالیت جدی خود را در سال 60 با نوشتن سلسله مقالاتی در روزنامه کیهان شروع کرده و بعدها به مدت 12 سال خبرنگار همین روزنامه میشود و در اواخر سال 76 به دلیل در پیش گرفتن رویهای مستقل در کار خبرنگاری مجبور به پایان دادن به همکاریهایش با این روزنامه میشود.
همچنین وی همکاریهایی را نیز با صداوسیمای مرکز کرمانشاه داشته که از مهمترین آنها میتوان به انجام کارهای تحقیقاتی سریال «سیمره، رود بیبازگشت» اشاره کرد.
او بعدها این مجموعه تحقیقات را با عنوان «بومیان دره مهرگان» به چاپ رساند.
از این شاعر تاکنون دو مجموعه قصه با نامهای «گورستان یخ زده» و «مرثیهای برای تو»، «افسانههای لکی» و همچنین یک مجموعه اشعار با «گویش لکی» با نام «خریوه» منتشر شده است.
وی شاعر، نويسنده و از چهرههاى برجسته لكستان است که آوازه دکلمههای زیبا و دلنشین لکیاش، مدتهاست دیار مادریاش (منطقه لکستان) را درنوردیده و حال مخاطبانی به وسعت گستره فرهنگی ایران زمین پیدا کرده است و با آثارى ارزشمند به زبان لكى، نقشى ماندگار در تبيين هويت فرهنگى مردم خود ايفا كرده است.
پدرش از طایفهی «پیره وند» است، طایفهای که زیستگاه سنتی آن بیشتر در منطقه «هُلیلان» و «زَردَلان» است.
لك امير، نمادى از وفادارى به فرهنگ و ديار خويش است؛ شخصيتى باوقار و شريف كه عشق به مردم و سرزمينش در سراسر زندگى و سرودههايش موج مىزند.
در آثار و اشعار او اندوه، رنجها و زيبايىهاى مردمش، بازتابى ژرف و تأثيرگذار يافتهاند.
لك امير به عنوان شخصيتى محبوب و اثرگذار در ميان مردم لك، به واسطهى عشق عميق به فرهنگ و سرزمين خود و به سبب منش والا و مردمىاش جايگاهى ماندگار در ياد و دل مردم دارد.
کلمات و واژههای او هر چند برگرفته از گویش «لکی» است، ولی او با بهرهگیری از همین گویش محلی به توصیف مفاهیم ملّی و اسطورهای نامآشنایی همچون: ایران، زرتشت، کوروش، بیستون، رستم و سیاوش پرداخته است و شاید همین نکته، نقطه تمایز او با دیگر قومگراها باشد.
لک امیر، سخت دلبسته تاریخ و فرهنگ قوم و دیار خویش است و با عشق، سخن از آنها میگوید اما در این راه نه تنها ره به افراط نبرده و چنگی بر صورت ملیت خویش نکشیده، بلکه روی ماه هویت ایرانی خویش را نیز بوسیده است.
اشعار او بسیار حماسی و غرورانگیزند و واژههایش، شور و حال سرزمین بکر و افسانهای لکستان را دارند، واژههایی اصیل و ناب که با کمک آنها فراز و نشیبهای تاریخ و فرهنگ ایران زمین را به زیبایی هرچه تمام به نظم کشیده است.
این نویسنده و شاعر لک زبان، با کارهای خود تلاش کرده علایق بومی و محلی قوم لک را تبدیل به دغدغههایی ملّی کند و در این راه به موفقیتهایی نیز دست پیدا کرده است.
این شاعر توانمند همانگونه که خودش اشاره میکند، از همان ابتدا به مطالعه کتاب و سرودن شعر علاقه داشته است: «از همان دوران ابتدایی تحت تأثیر معلمانی که داشتم شروع به مطالعه کردم و گاهی شعرهایی هم میسرودم که البته خیلی ابتدایی بودند.»
لک امیر، اولین فعالیت جدی خود را در سال 60 با نوشتن سلسله مقالاتی در روزنامه کیهان شروع کرده و بعدها به مدت 12 سال خبرنگار همین روزنامه میشود و در اواخر سال 76 به دلیل در پیش گرفتن رویهای مستقل در کار خبرنگاری مجبور به پایان دادن به همکاریهایش با این روزنامه میشود.
همچنین وی همکاریهایی را نیز با صداوسیمای مرکز کرمانشاه داشته که از مهمترین آنها میتوان به انجام کارهای تحقیقاتی سریال «سیمره، رود بیبازگشت» اشاره کرد.
او بعدها این مجموعه تحقیقات را با عنوان «بومیان دره مهرگان» به چاپ رساند.
از این شاعر تاکنون دو مجموعه قصه با نامهای «گورستان یخ زده» و «مرثیهای برای تو»، «افسانههای لکی» و همچنین یک مجموعه اشعار با «گویش لکی» با نام «خریوه» منتشر شده است.
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت:03:47
