جایگاه شهروندان در مدیریت پسماند

رشد مصرف گرایی میزان تولید پسماندهای مختلف، به ویژه در شهرها را افزایش داده است. اما مدیریت این پدیده در قالب اشاعه فرهنگ تفکیک و بازیافت نیازمند فراهم بودن یک سری شرایط است.
تولید روزانه انواع زباله به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. اگرچه انسان همواره در طول تاریخ زباله تولید کرده، اما تنها در دوران مدرن است که این پدیده به یک مسئله اجتماعی-زیست محیطی تبدیل شده و نیازمند مدیریت و چاره اندیشی است.
مدیریت پسماند که عمدتاً جامعه شهری را شامل می‌شود از چند جهت قابل بررسی است. همچون هر مسئله دیگری مدیریت مصرف و کاهش میزان تولید زباله به عنوان عاملی پیشگیرانه مورد توجه مدیران و برنامه ریزان در جوامع مختلف قرار دارد. صاحبنظران بر این باورند که امروزه مصرف گرایی سراسر دنیا و از جمله کشور ما را فرا گرفته و از این رو نمی‌توان انتظار کاهش قابل توجهی در تولید زباله داشت. هرچند این موضوع همواره به عنوان یکی از جنبه‌های مدیریتی در این حوزه به شمار می‌رود.
اما مهمترین بخش در مدیریت پسماندهای شهری به تفکیک و بازیافت زباله‌ها مربوط می‌شود. از این نظر بین جوامع مختلف تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای وجود دارد. برخی از کشورها موفق شده‌اند با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته بخش زیادی از پسماندهای شهری را تفکیک و بازیافت کنند و دوباره به طریقی به صرف برسانند. برخی نیز در این راه چندان موفق نبوده و به سوزاندن و یا دفن زباله‌ها اکتفا می‌کنند.

تفکیک و بازیافت زباله
تولید و بازیافت پسماند در آینه‌ی آمار
پسماندهای تولید شده انواع مختلفی دارند. از پسماندهای عادی گرفته تا پسماندهای صنعتی و پژشکی و کشاورزی.
طبق آمارهای موجود روزانه بیش از ۵۸۰۰۰ پسماند عادی در کشور تولید می‌شود که ۳۵ درصد آن پسماند خشک و ۶۵ درصد نیز پسماند تر است.
این نوع پسماند بیشترین قابلیت بازیافت را دارد. اما متأسفانه هرسال مقدار زیادی مواد قابل بازیافت مانند کاغذ، پلاستیک، انواع شیشه و غیره، در زمین دفن می‌شود.
طبق نظر پژوهشگران، به طور متوسط تنها ۲۰ درصد از پسماندهای عادی در کل کشور بازیافت می‌شود. البته لازم به ذکر است که این آمار در استان‌های مختلف بنا به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی متفاوت است.
همچنین، بر اساس آمار موجود، میزان بازیافت پسماندهای خشک در کلان شهرها به طور میانگین حدود ۹ درصد است. حدود ۶۰ درصد پسماند تر نیز قابل تبدیل به کمپوست یا انرژی است که در حال حاضر حدود ۲۶ درصد در کلان شهرها بازیافت انجام می‌شود.در مورد پسماندهای کشاورزی نیز برآوردها نشان می‌دهد که سالیانه حدود ۱۷۰ میلیون تُن در کشور است. متوسط تولید پسماندهای صنعتی جامد نیز، ۳۲ میلیون تُن در سال است.
زباله‌های الکترونیکی نوع دیگری از زباله هستند که با گسترش استفاده از وسایلی مانند کامپیوتر، تبل، لبتاب، گوشی و غیره بخش قابل توجهی از پسماندها را به خود اختصاص داده است. طبق نظر کارشناسان مهمترین مسائلی که در دو دهه اخیر در خصوص توسعه صنایع الکترونیکی مطرح شده، پسماندهای حاصل از این صنایع است. این پسماندها به رغم داشتن مواد با ارزش برای بازیافت، دارای موادفوقالعاده خطرناکی هستند که در صورت کنترل نشدن، موجب آسیب به انسان و محیط زیست می‌شوند.
کارشناسان معتقدند که اهمیت پسماندهای الکترونیکی به علت دارا بودن فلزات سنگین مانند نیکل، کادمیم، سرب و فلزات با ارزش قابل بازیافت مانند طلا، نقره، آلومینیم، آهن، مس و… است. برآورد آنها نشان می‌دهد که سرانه تولید ضایعات الکتریکی و الکترونیکی از ۰.۲۷ کیلوگرم در سال ۱۳۷۶ به ۳.۱۷ کیلوگرم در سال ۱۴۰۰ خواهد رسید. میزان تولید این نوع ضایعات در سال ۱۴۰۰ بیش از ۱۳۰ هزار تُن در سال خواهد بود.
هرچند بخش قابل توجهی از پسماندهای صنعتی و الکترونیکی بازیافت می‌شوند اما در مورد سایر انواع پسماند اینگونه نیست. به طور میانگین حدود ۶۹.۷ درصد وزنی پسماندها در کلان شهرهای کشور دفن می‌شوند، این مقدار معادل ۱۰۷۰۰ تُن در روز است.

تفکیک و بازیافت زباله در گرو مشارکت اجتماعی مردم
بازیافت پسماندها منوط به تفکیک انواع زباله قابل بازیافت از سایر زباله‌ها است. این تفکیک می‌تواند توسط دوره گردهایی که روزانه مشغول جمع آوری زباله هستند صورت گیرد و یا در کارگاه‌های بازیافت. اما راه کم هزینه تر تفکیک زباله‌ها از مبدأ و توسط مردم است. درصورتی که این امر تحقق پیدا کند نه تنها هزینه فرایند بازیافت به شدت کاهش می‌یابد بلکه میزان زباله‌های باز یافت شده نیز به طرز قابل توجهی بالا می‌رود.
یکی از اهداف اصلی در مدیریت پسماند و فعالیت‌های مربوط به این کار اارئه خدمت به مردم و رفع یکی از نیازهای اساسی آنها است. از این رو مردم به عنوان یکی از ذینفعان مدیریت پسماند باید در این کار مشارکت داشته باشند. درواقع بر اساس دیدگاه کارشناسان مردم نه تنها در موضوع پسماند بلکه در سایر موارد نیز مشارکت و نظارت خود را به طور مستقیم و یا غیر مستقیم اعمال نمایند. از طریق حضور و مشارکت مردم، تشخیص نیازها و اولویت بندی اهداف، مدیریت پسماندها کم هزینه تر و دارای صرفه‌های اقتصادی خواهد شد.
طبق دیدگاه صاحبنظران، فرهنگ بازیافت مواد از قدیم در ایران مرسوم بود. اما در سال‌های اخیر این ارزشها نادیده گرفته شده و از این رو روزانه زیان‌های غیر قابل جبرانی از طریق دفن پسماندها به کشور وارد می‌گردد.
جلوگیری از این زیان‌ها به توجه جدی به آموزش، فرهنگ سازی و انجام سایر اقدامات لازم در راستای جلب مشارکت شهروندان بستگی دارد. کارشناسان معتقدند که آموزش شهروندی حاوی موضوعات و دغدغه‌های بسیاری است که در طول سالیان اخیر توسط نهادها و مؤسسات گوناگون و به طور ویژه شهرداری‌ها، دنبال شده است. موضوعاتی همچون فرهنگ آپارتمان نشینی، حقوق شهروندی، عبور از خط عابر پیاده، حرکت بین خطوط، تفکیک زباله از مبدأ و… ازجمله موارد قابل توجه در آموزش‌های شهروندی بوده‌اند. بنابر این ضروری است که در چارچوب حقوق و وظایف شهروندی مشارکت حداکثری مردم در امر مدیریت پسماند مورد توجه قرار گیرد. مردم در رفع آسیب‌هایی که در حوزه مدیریت پسماند وجود دارد نقش اصلی را ایفا می‌کنند.
به اعتقاد کارشناسان، هرچند از نقش ویژه ابزار و سیاست‌های حقوقی نباید غافل بود، اما توجه به اینکه شهروندی مستلزم آموزش‌های بیشتر و مستمر است مهم بوده و این روند به افراد و شهروندان کمک می‌کند تا شناخت شفاف و درستی از نقش خود در جامعه کسب کنند.
برای اینکه بتوان مردم را به مشارکت بیشتر ترغیب کرد باید کاری کرد که با همه وجود اهمیت بهداشتی و اقتصادی و زیست محیطی تفکیک و بازیافت مواد را درک کنند. شاید واداشتن بزرگسالان به این کار مشکل باشد اما آموزش کودکان و نوجوانان که بزرگسالان نسل‌های آتی هستند چندان مشکل به نظر نمی‌رسد. با این وجود همکاری والدین و مدارس از یک طرف و رسانه‌ها از طرف دیگر همواره مورد نیاز است.
نظرات ارسال نظر