دخالت های مدیریتی؛ چالش نیمکت سرخآبی‌ها

اخبار منتشره از دخالت مدیران سرخآبی در لیست خرید و مازد تیم‌ها فراتر از نظر سرمربیان یادآور قصه تلخ سهم‌خواهی این افراد از ارنج تیمی است.
سهم‌خواهی مدیریت از ارنج تیم‌های باشگاهی داستانی ناتمام است که کسی نمی‌تواند پایانی برای آن پیش‌بینی کند بلکه هر فصل از آن را می‌شود شیوه‌ای جدید از دخالت دانست که بسته به شخصیت یک مدیر، شکل جدیدی به خود می‌گیرد. به گونه‌ای که یک روز برانکو باید با «محسن مسلمان» بازیکن مورد نظر مدیریت کنار بیاید و روز دیگر «گابریل کالدرون» ناآشنا به قواعد نانوشته فوتبال ایران با یک جین مدافع مدعی در فوتبال ایران ترکیب تیم را بچیند.
اگر پیش از این در برخی از ضرب المثل‌های زبان فارسی عنوان می‌شد که «دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند» اما مرد آرژانتینی برای فصل نوزدهم لیگ برتر در عمل انجام شده قرار گرفته است. برای مثال جذب محمد حسین کنعانی زادگان، فرشاد احمدزاده و تمدید قرارداد قرضی محمد نادری از این دست اقدامات مدیریتی بدون هماهنگی با کادر فنی است.
جوهر داستانی دخالت‌های مدیریتی تنها مربوط به سرخپوشان نیست بلکه دستورالعمل مدیران آبی در ۲ فصل گذشته بر مبنای استخدام سلیقه‌ای بوده و برخلاف دوران برخی مدیریت های گذشته تاکید بر جذب و استخدام ستاره‌های تاثیر گذار بود، مدیریت کنونی خروج ستاره‌ها و جذب بازیکنان ناشناس را در دستور کار قرار داده است. دستورالعملی که در فصل گذشته تیم استقلال را از هم پاشید و در این فصل نیز تا کنون سرنوشتی بهتر از فصل قبل ندارد.
هر چند که میدان دادن به جوانان و جابجایی ستاره‌ها یکی از اصول اساسی فوتبال است اما این جابجایی‌ها نباید به تهی شدن تیم از بازیکنان بزرگ ختم شود و تیم مدعی را به یک تیم معمولی تبدیل کند. راهبرد ۲ فصل اخیر مدیران آبی و امضا قرارداد با بازیکنانی که با سلیقه مدیریت جذب شده بودند، استقلال مدعی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان را به یک تیم معمولی تبدیل کرد به طوری که بهترین گلزن آن یک مدافع (وریا غفوری) با کمتراز پنج گل زده است. این راهبرد در فصل نقل و انتقالات سال ۹۸ نیز در دستور کار مدیران این باشگاه قرار گرفته است.
آسیب مدیریت دستوری تنها به نتیجه گیری ختم نمی‌شود بلکه حاشیه سازی ها را نیز به همراه خواهد داشت، حاشیه‌هایی که نمونه بارز آن را می شود در زمان «برانکو ایوانکویچ» با «محسن مسلمان» دید.
همچنین امضای قرارداد بدون تایید مربی همان نتیجه‌ای را به دنبال دارد که این روزها در استقلال شاهد آن هستیم. استراماچونی مربی این تیم پس از هر جلسه از تمرین درب خروجی را به برخی از بازیکنان جوان نشان می‌دهد. تصمیمی که بدون شک نشان از آن دارد خریدهای مدیریتی هیچ تناسبی با نیازهای تیمی ندارد.
این چالش‌ها را که بررسی می‌کنیم متوجه خواهیم شد که در دنیا حرفه‌ای تنها مدیری که باید لیست ورود و خروج بازیکنان را بررسی کند «سرمربی» است و تنها او می‌تواند بنا به نیاز و کاستی‌های تیم مهره‌ها را انتخاب کند. حال که این رویه متفاوت دنبال می شود مربیان با دیدن عملکرد بازیکنان در تمرین ناچارند که در یک ماه مانده به شروع فصل، پرونده نقل و انتقالات را از نو باز کنند. اما بازگشایی این پرونده دیگر نمی تواند به ۲ دلیل آنچنان که لازم است به سرمربی‌های تیم کمک کند.
نخست اینکه مهره‌های تاثیر گذار فوتبال ایران پس از نزدیک به ۲ ماه از پایان لیگ هجدهم تیم های خود را انتخاب کردند و برای فسخ قرارداد داخلی آنان نیاز به هزینه است و دوم اینکه، هزینه‌هایی که برای امضای قرارداد با بازیکنان سلیقه‌ای شده است بار سنگینی برای باشگاه خواهد داشت که در آینده تبعاتی مانند محرومیت را به همراه دارد.
اینکه مدیران پرسپولیس بدون اطلاع سرمربی کنعانی زادگان، نادری و احمدزاده را به استخدام در می‌آورند یا شایعاتی مبنی بر کنار گذاشتن سید جلال دارد نشان می‌دهد مدیران این باشگاه نه تنها به دنبال صرفه اقتصادی در فصل نقل و انتقالات نیستند بلکه با دوگانگی در تصمیم، هزینه‌هایی را به باشگاه تحمیل می‌کنند. همچنین در سوی دیگر مدیران باشگاه استقلال با استخدام چندین بازیکن جوان و کم نام و نشان ضمن آنکه قافله نقل انتقالات را به حریفان واگذار کرد موجب شد تا سرمربی از عملکرد بسیاری از مهره‌های سلیقه‌ای ناراضی باشد.
اگر این روزها استراماچونی به عنوان یک مربی با دانش خارجی به برخی بازیکنان گوشزد می‌کند استقلال جای کسب تجربه نیست سخن گزافی نگفته، بلکه انتقاد او از خریدهایی است که در شان یک باشگاه پرطرفدار نیست؛ این زمان است که مدیران باشگاه استقلال از شیوه غربال بازیکنان توسط مربی ایتالیایی درس بگیرند.
در سوی دیگر سخن مربی سابق اینتر را نباید به بازیکنان تنها تعمیم داد بلکه باید به عنوان یک هشدار در اتاق مسوولان ورزشی کشور نصب شود که میز مدیریتی تیم های بزرگ نباید جایی برای آزمون و خطای مدیران غیر فوتبالی و ناکارآمد باشد.
همچنین این مدیران که خود را مدعی و ناجی باشگاه معرفی می‌کنند بهتر است اصول نقل و انتقالات را به عنوان الفبای فوتبالی را مطالعه کنند تا چارت وظایفشان مشخص شود. وظایفی که قانون و اصول باشگاه داری برای این افراد مشخص کرده است استخدام خودسر نیست بلکه برآورده کردن توقعات مربیان در فصل نقل و انتقالات است.
نظرات ارسال نظر