محمدجواد شوهانی:
ایلام موسیقی مختص به خود را ندارد
پسر محیطبانی که با خوانندگی به شهرت رسیده، در مصاحبه اختصاصی با فریاد از زندگی خود و مشکلاتی که بر سر راه موسیقی استان وجود دارد گفت
مشروح مصاحبه فریاد با محمدجواد شوهانی را در زیر میخوانید.
محمدجواد شوهانی را معرفی کنید.
محمدجواد شوهانی هستم، متولد 12 دی 58 و اتفاقاً دخترم دلناز هم متولد همین ماه است و 12 دی 93 به دنیا آمد. تقریباً 20 سال است که در زمینه موسیقی فعالیت میکنم و در طول این 20 سال نزدیک به 70 اثر موسیقی را اجرا کردهام که 50 مورد آنها به زبان کردی محلی، چند مورد به زبان کردی سورانی که برای صدا و سیمای سنندج خواندهام و نزدیک به 20 کار هم در زمینه فارسی سنتی دارم.
از چه زمانی موسیقی برای شما جدی شد؟
از دوران کودکی به موسیقی علاقه داشتم و هنگامی که اولین اثر را اجرا کردم در کلاس پنجم ابتدایی تحصیل میکردم که ایام فجر و اتفاقاً اواخر جنگ هم بود. من آن زمان در مدرسه شهید برازنده بودم و یک معلم به اسم آقای روغنی داشتیم که مشوق من بود و یک شعر از حافظ به اسم «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» را اجرا کردم و از صدای من خوششان آمد و تا سال آخر دبیرستان همیشه تکخوان گروه سرود بودم و در مسابقات استانی و کشوری هم مقامهای زیادی کسب کردیم.
اولین اجرای من با گروه موسیقی در سال 72 بود که در خدمت دوستان هنرمندی همچون نادر گهرسودی بودم که الآن در زمینه گویندگی فعالیت میکند و آن زمان نوازنده تار و عود بود و یا آقای وحید فرخسرشتی که نوازنده تنبک بود و آقای غلام کرمی که نی میزد یا مصطفی کرمی که دف مینواخت و چند کار را با این گروه اجرا کردیم.
سال 79 بود که به خدمت استاد نوربخش در تهران رفتم و نزدیک به 2 سال خدمت ایشان بودم و متأسفانه وقفهای به دلایل مشکلات کاری ایجاد شد و نتوانستم آنجا کارم را کامل ادامه دهم و تا سال 83 یا 84 بود که دوباره به خدمت ایشان رسیدم. استاد نوربخش شاید معروفترین استاد آواز ایران باشد که خودش جزو معدود شاگردان استاد شجریان بوده و به صورت کامل دورههای آواز را گذرانده است.
اولین آهنگی که به صورت رسمی و در استودیو اجرا کردید چه آهنگی بود؟
اولین کارم یک کار مشترک با آقای علیکرمی در سال 81 یا 82 بود که شعرش را آقای یعقوبیان سروده بود و در استودیوی رادیو صدا و سیمای ایلام ضبط شد، اتفاقاً صدابردار آن کار هم یک سرباز کرمانشاهی بود.
از موسیقی هم درآمدی داشتهاید؟
موسیقی برای من درآمد آنچنانی نداشته است. برای دو آلبومی که منتشر کردم جز یک مقدار اندکی که ارشاد به من کمک کرد متأسفانه دیگر هیچ حامی مالی دیگری نداشتم. کلیپهای غیرمجاز هم بلای جان ما شده و آلبوم نیلمهجی با این اتفاق رو به رو شد و ضرر مالی کردیم. با وجود این مسائل، هنرمند انگیزهاش را از دست میدهد. من دو آلبوم به زبان موسیقی محلی ایلام منتشر کردم که تا قبل از انتشار این دو اثر، اصلاً در استان آلبوم رسمی و شرکتی نداشتیم. همه هزینههای این دو آلبوم به صورت توافقی پرداخت شد و حتی دستمزد آهنگساز را خودم پرداخت کردم و چند نفر دیگر اصلاً پولی نگرفتند و فقط به صورت رفاقتی با من این کارها را ضبط کردند. هزینه مجوز و چاپ آهنگ خیلی گران است و یک شرکت معروف مثل سروش که یکی از معتبرترین شرکتهای صوتی و تصویری است آلبومهای مرا چاپ کرد.
چرا به دنبال اسپانسر برای انتشار کارهایتان نرفتید؟
من هیچوقت به دنبال اسپانسر نرفتم چون خجالت کشیدم از کسی درخواست کمک کنم. خیلیها در موسیقی و بهخصوص موسیقی پاپ فعالیت میکنند و صدای خوبی هم ندارند ولی مطرح هستند و این بهخاطر مافیایی هست که در دنیای موسیقی وجود دارد مثلاً یک تهیهکننده موسیقی در تهران به من پیشنهاد میدهد که 200 میلیون تومان به من پول بده تا من طی 2 یا 3 سال تو را معروف کنم، در این مدت هم 70 درصد بلیط فروشی کنسرتهای تو برای من است و این جور یک جوان 23 ساله به صورت یک شبه معروف میشود.
تا الآن هم به شما این چنین پیشنهادی دادهاند؟
یکی دو بار این بحث پیش آمد منتهی در حوزه موسیقی سنتی خیلی کم از این اتافاقات میافتد. بیشتر باید کارهای پاپ و عامهپسند را اجرا کنی که اغلب کارهای فنی و حساب شدهای نیستند. به قول استاد مشکاتیان، در هنری که توده میلیونی پشت آن است من در آن شک دارم و نمیشود به آن اعتماد کرد. خوانندههای زیادی در زمینه موسیقی پاپ به معروفیت رسیدند ولی اگر متنهای موسیقی آنها را کنار هم بگذاریم چیزهای بی سر و تهی هستند که هیچ معنایی ندارند و واقعاً شعر نیستند.
مردم هم به دو چیز عادت کردهاند، یکی ضرب آهنگ و ریتم کار و دیگری به تصویر خیلی توجه میکنند که خیلی از آهنگها بهصورت موزیک ویدئو اجرا میشوند که یک سری تصاویر جذاب هم در آن کار میشود و مخاطب بیشتری به خود جذب میکند.
این نکته را با اطمینان میگویم که داشتن صدای خوب در موسیقی، هیچ تضمینی برای معروفیت ندارد، در مملکت ما خیلی عوامل باید دست به دست هم بدهند تا بتوان درآمد میلیونی داشت. چهجور است که یک خواننده که نه تحصیلات آکادمیک دارد و نه زحمتی برای موسیقی میکشد، فقط بخاطر اینکه با یک آهنگساز معروف پاپ کار کرده است و از طریق تهیهکنندهها معروف میشود؟
موسسه موسیقی دارید؟
بله، نزدیک به یک سال است که مجوز موسسه موسیقی را گرفتهایم و یک موسسه تکمنظوره هنری است که فعالیت موسیقی دارد و میتوانیم چاپ آلبوم داشته باشیم.
چرا هیچوقت نخواستهاید که برای موسسه خود تبلیغ کنید و آنرا گسترش دهید؟
چون مجوز آموزش نداریم و فقط مجوز ضبط استودیو، چاپ آلبوم و برگزاری کنسرت را داریم که برگزاری کنسرت هم کار ما نیست و کار واسطههای موسیقی است.
واسطهها نقش دلال را دارند و یا صرفاً واسطه هستند؟
هر دو گزینه را میتوانند داشته باشند، این موضوع را میتوان آسیبشناسی کرد که مثلاً یک شخصی که هیچ علمی از موسیقی ندارد و فقط صرف اینکه سرمایه خوبی دارد واسطه موسیقی میشود، هرچند که خیلیها شکست هم میخورند.
تا الآن چند کنسرت برگزار کردهاید؟
کنسرتهای زیادی برگزار کردهام و تعداد دقیق آنرا نمیدانم. نزدیک به 15 کنسرت را در ایلام برگزار کردهام، در تهران، کرمانشاه و سنندج هم هرکدام 2 بار اجرای کنسرت داشتهام. در کشورهای قطر، بلغارستان و چین هم اجرای کنسرت داشتهام که کنسرت کشور چین نزدیک به یک ماه طول کشید چون شبیه به یک جشنواره بود.
از کنسرتهایی که برگزارکردید چه خاطرهای دارید؟
همه کنسرتهایی که برگزار کردیم برای ما خاطره بوده است بهخصوص جشنواره کشور چین که برای همه اعضای گروه موسیقی آلامتو یک سفر فراموشنشدنی بود خصوصاً اینکه کشور چین یک کشور دیدنی است و پر از جاذبههای گردشگری و مکانهای تاریخی است و طبیعت بسیار بکر و زیبایی دارد. شهر شین که پایتخت فرهنگی کشور چین است واقعاً بینظیر بود. در همین کشور چین یک اجرا را در فضای باز داشتیم که قبل از اجرا به ما گفتند این مکانی که قرار است شما در آن اجرا داشته باشید بافت بسیار قدیمی دارد و خواستگاه جاده ابریشم است و معماری آن به همان شکل باقی مانده بود و در حین اجرا جمعیت بسیار زیادی در اطراف ما جمع شد که برای ما بسیار جالب بود.
در کنسرتهایی که خارج از کشور برگزار کردید آیا منحصراً به زبان کردی اجرای موسیقی داشتهاید؟
نه، بهصورت مشترک از قطعات کردی و فارسی استفاده کردهایم.
کسانی که بلیط شما را خریداری کردهاند ایرانی بودند؟
به غیر از کنسرت کشور قطر که اکثراً ایرانی بودند در بقیه جاهایی که اجرای کنسرت داشتیم در میان جمعیت حاضر در کنسرت، تعداد خیلی کمی ایرانی وجود داشت و بیشتر آنها علاقهمندان به فرهنگ و هنر بودند و کسانی که دوست داشتند با فرهنگ موسیقی دیگر کشورها آشنا شوند و موسیقی ایرانی را از نزدیک ببینند.
نوازندگی هم میکنید؟
قبلاً سهتار میزدم اما چون دست راستم مشکل عضلانی دارد در موقع نواختن موسیقی مرا اذیت میکند و خیلی توان نواختن سهتار را ندارم.
خوانندگی بهتر است یا نوازندگی؟
من که خوانندگی را خیلی دوست دارم اما علاقه بسیار شدیدی به ساز پیانو دارم، از بچگی عاشق پیانو بودم و همیشه دوست داشتم نواختن پیانو را یاد بگیرم ولی متأسفانه ایلام شرایط آموزش پیانو را نداشت چون نه مدرس پیانو وجود داشت و ساز پیانو هم در ایلام پیدا میشد و من هم تمکن مالی برای خرید پیانو را نداشتم.
پدرتان چه شغلی داشتند؟
پدرم محیطبان محیطزیست ایلام بود و سال 80 بازنشسته شد و اتفاقاً دو بار هم بهعنوان محیطبان برگزیده کشور انتخاب شد و خیلی به کارش متعهد بود و هنوز هم عاشق طبیعت است و این علاقهاش به طبیعت نیز به ما هم به ارث رسیده است.
در اوایل که میخواستید وارد موسیقی شوید از طرف خانواده حمایت شدید یا اینکه مخالف ورود شما به این حرفه بودند؟
اوایل که خیلی علاقهمند نبودند و آن هم بهخاطر فضایی بود که در جامعه وجود داشت و یک دید خوب نسبت به موسیقی نداشتند ولی الآن نظرشان عوض شده و به موسیقی علاقه پیدا کردهاند و حتی پیگیر کارهای جدید من نیز هستند.
فکر میکردید که یک روزی این همه معروف شوید؟
من یک چشمانداز خیلی بزرگتر داشتم و خیلی دوست داشتم که کارهای جهانی انجام دهم مثلاًٌ کنسرتهایی مانند یانی اجرا کنم هرچند که شدنی هم نبود. همیشه احساس میکنم که هنوز آن چیزی را که خواستهام به دست نیاوردهام. احساس میکنم که ما مردم منطقه ایلام در بحث داشتههایمان مانند مناطق دیگر عمل نمیکنیم. ما در کنسرتهایی که در خارج از کشور اجرا کردیم استقبال بیشتری نسبت به کنسرتهای شهر خودمان داشتیم.
این مشکل به خاطر ظلمی که در حق موسیقی سنتی و محلی نسبت به موسیقی پاپ شده بهوجود نیامده است؟
صددرصد هم همین است، قبلاً موسیقی پاپ خیلی در بورس نبود و حمایت نمیشد ولی در چند سال اخیر به واسطه اتفاقهایی که افتاد رشد زیادی پیدا کرد و یکی از دلایل رشد آن، موسیقی زیرزمینی بود که فراگیر شد هرچند در موسیقی پاپ آثار فاخر کمی را میشنویم و البته در موسیقی سنتی هم همین مشکل وجود دارد و من احساس میکنم که به بیراهه میرویم.
کارهایی بوده که اجرا کرده باشید اما بعدها از اجرای آن پشیمان شده باشید؟
بله، اوایل کارم یک سری کارها بودند که مثلاً شعر آن کار را دوست نداشتم و چون شاعرش پیشکسوت بود در رودربایستی گیر افتادم و آن کار را اجرا کردم ولی الآن این کار را نمیکنم و دیگر بحث کاری و روابط دوستانه را با هم ادغام نمیکنم. چندین بار دیگر هم این اتفاق افتاد و فلان شخص آهنگساز، یک آهنگی را برای من فرستاد و من به ایشان گفتم که این آهنگ شما خیلی خوب است ولی به صدای من نمیخورد که متاسفانه شروع به تخریب کردن من کرد.
غیر از موسیقی، چه دلمشغولی دیگری دارید؟
همیشه اولویت کار من موسیقی بوده است و دلمشغولی خاص دیگری ندارم.
اهل سیاست هستید؟
واقعاً از سیاست بیزارم چون احساس میکنم که هنر و سیاست همخوانی ندارند. به نظرم در سیاست دورویی زیادی وجود دارد که هیچ وجه مشترکی با هنر ندارد.
متاسفانه مدتی است که هنرمندان در تمامی مسائل سیاسی دخالت میکنند مثلاً فلان شخص در فضای مجازی تحلیل سیاسی میکند یا برای یک فرد خاصی تبلیغ میکند و در تمامی مسائل دخالت میکنند، به نظر شما این قبیل کارها برای یک هنرمند خوب است یا خیر؟
یک بخشی از آن کاملاً شخصی است، شاید تفکرات آن شخص واقعاً در راستای آن طرز تفکر سیاسی باشد یا اینکه فقط برای همراهی با مردم باشد و یک فضایی راهاندازی میشود و این کارها را میکنند. بنده خودم تا الآن هیچوقت این کارها را نکردهام.
به خاطر معروفیتی که کسب کردهاید این تمایل را داشتهاید که برای انتخابات ثبتنام کنید؟
دوستان و آشنایان، خیلی به من این پیشنهاد را دادند ولی من به این موضوع اصلاً فکر نمیکنم چون دوست دارم در این قالبی که هستم دیده شوم و هنرمندی که وارد سیاست شود از هنر خود فاصله میگیرد چون وارد یک فاز دیگر میشود. ما ورزشکار خیلی محبوب داشتیم و وقتی که وارد سیاست شدند به خاطر یک سری اتفاقات، خیلی از طرفداران خود را از دست دادند و مردم در مقابل این افراد قرار گرفتند. یک سری حساسیتها هم نسبت به سیاست وجود دارد مثلاً یک اتفاقی مثل گرانی در جامعه میافتد و همه آن را از چشم سیاسیون میبینند.
اهل ورزش هستید؟
عاشق فوتبال هستم و فوتبالهای اروپایی را دنبال میکنم. معمولاً هم در پیست دو و میدانی استادیوم تختی ایلام شروع به دویدن میکنم و گاهاً به استخر هم میروم ولی به صورت حرفهای ورزش نمیکنم. به تیراندازی هم علاقه دارم.
در فوتبال طرفدار چه تیمی هستید؟
من علاقه شدیدی به لیونل مسی دارم و به خاطر مسی طرفدار بارسلونا شدم و قبل از آن چون مارادونا را دوست داشتم طرفدار تیم ملی آرژانتین نیز هستم و همیشه اخبار فوتبال را چه از طریق تلویزیون و چه از طریق سایتهای ورزشی پیگیری میکنم. در فوتبال داخلی هم طرفدار تیم استقلال هستم.
اشعار موسیقی کارهای شما را چه کسانی میسرایند؟
با شاعران زیادی کار کردهام، مثل آقایان بخشوده، محمدرضا رشیدی، دکتر خالصی، ظاهر سارائی، حمید یعقوبیان و نورمراد رضایی که واقعاً شاعران خوبی هستند.
در زمینه موسیقی با چه آهنگسازانی همکاری میکنید؟
با استاد شهرام منظمی که از اساتید برجسته کشوری هستند کار کردهام. اساتیدی چون کیوان ساکت و مسعود شعاری که جزو اساتید درجه اول کشور هستند موسیقی ترانههای مرا ساختهاند. با آقای مازیار فرخسرشتی، آهنگساز ایلامی که مقیم استرالیاست و در آنجا مشغول تحصیل در زمینه رهبری ارکستر و از توابغ موسیقی هستند هم کار کردهام. آقای فرخسرشتی فوقالعاده انسان باسوادی هستند و جدیدترین کنسرت موسیقیاش با استاد شهرام ناظری بود. خانواده استاد فرخسرشتی جزو اولین خانوادههایی بودند که در ایلام کار موسیقی را انجام دادند. مجموعه نیلمهجی را با آقای جباریان انجام دادم.
حوزه فعالیت شما موسیقی سنتی است، آیا موسیقی پاپ هم گوش میدهید؟
من موسیقی پاپ را دوست دارم منتهی کارهایی که انجام میگیرد اکثراً تکراری هستند و شعرهای قوی ندارند. موسیقی پاپ به خاطر اینکه عامهپسند است خیلی روی اشعارش کار نمیکنند و اتفاقاً چند کار پاپ نیز اجرا کردهام. بیشتر فضای موسیقی تلفیقی پاپ سنتی را خیلی دوست دارم.
در موسیقی سنتی سبک اجرای کدام خواننده را میپسندید؟
از کارهای سنتی و ایرانی، عاشق کارهای پرویز یاحقی هستم. سبک موسیقی همایون خرم و مرحوم تجویدی را هم میپسندم و دوست دارم به سبک کارهای آنها اجرای موسیقی داشته باشم. در سبک موسیقی محلی و کردی کارهای یوسف زمانی و مجتبی میرزاده را هم دوست دارم.
در ایلام چه کسانی قبل از شما موسیقی محلی کار کردهاند؟
آقایان ارسلانی و مرادخانی در زمینه موسیقی محلی فعالیت داشتند، قبل از آنها آقای خسرویپور بودند که موسیقی کارهای ایشان را آقای علیکرمی انجام میداد. آقای صحبت غلامی هم چندین آهنگ موسیقی را اجرا کرده است.
در خلوت خود چه موسیقی گوش میدهید؟
کارهای پرویز یاحقی را خیلی گوش میدهم، موسیقی اپرا به خصوص صدای پاواروتی و بوچلی را دوست دارم و حتی سعی کردم در اجرای موسیقیهایم از این دو نفر تقلید کنم هرچند نوع خواندن و سبک کارهایمان با هم فرق دارد.
اگر از شما بپرسند که الگوی خوانندگی شما کیست از چه کسانی نام میبرید؟
مرحوم بنان را خیلی دوست دارم و از خوانندههای سنتی هم به حسین خواجهامیری که به ایرج معروف است علاقه زیادی دارم. استاد شجریان را هم دوست دارم.
اصولاً اهل انتقاد هستید؟
خیلی اهل انتقاد هستم ولی این شخصیت را ندارم از کسی که از من انتقاد میکند ناراحت شوم. از خودم هم خیلی انتقاد میکنم و وسواس خاص خودم را دارم.
آیا این موضوع وجود دارد که یک سری نرمافزارها هستند که صدای خواننده را تغییر میدهند؟
بله و متاسفانه یک نرمافزاری به اسم تنون آمده که ناکوکیهای صدا را درست میکند و به همین دلیل همه توانستهاند خواننده شوند. در تمامی استودیوها این نرمافزار وجود دارد که برای از بین بردن فالشی و کوک کردن صدا از آن استفاده میشود.
روند کار این نرمافزارها چگونه است؟
مثلاً شما یک نت را اجرا میکنید و کاملاً خارج میخوانید، خروجی این صدا را وارد نرمافزار میکنند و آنرا بهصورت شسته و رفته و کوک شده برای شما در میآورند. قبل از آمدن این قبیل نرمافزارها باید برای انتشار یک تراک موسیقی، نزدیک به صدبار آن نت را اجرا میکردید ولی الآن با یک اجرا خروجی صدا را به این نرمافزارها میدهند و تراک موسیقی را منتشر میکنند. خیلی از خوانندههایی که الآن دارند کار موسیقی انجام میدهند حتی صحبت کردن آنها هم فالش است چه برسد به خوانندگی. به نظرم یک خواننده واقعی باید به صورت زنده و بدون هیچ امکاناتی مثل میکروفن یا ساز بخواند. خیلی از کسانی که در زمینه موسیقی فعالیت میکنند و خوانندههای معروفی هستند اصلاً استعداد خوانندگی ندارند و فقط بحث لابی و دلالهای موسیقی است که اینها را معروف کرده است.
اگر کسی میخواهد که یک خواننده موفق باشد باید چه فاکتورهایی داشته باشد؟
کسانی که جدیداً به دنیای موسیقی وارد میشوند این تصور را دارند که داد و فریاد زدن در موسیقی خوب است که این یک تصور غلط است. موسیقی خیلی ظرافتها دارد. شما باید اصول تغذیه را رعایت و بر روی تنفس خود کار کنید. ورزش کردن هم بسیار موثر است و اینکه در چه ساعاتی از شبانهروز باید بخوانید. مشکلات گوارشی خیلی به صدا آسیب میرساند که در این زمینه باید اطلاع کامل داشت تا با تمرین کردن و گرم کردن صدا که آن هم آداب مخصوص به خود را دارد بتوان یک خواننده موفق شد.
جزو خوانندههایی هستید که هر روز باید بخوانید؟
من مواقعی که سرما میخورم افسردگی میگیرم چون در حد زمزمهای هم اگر باشد باید بخوانم و خوانندگی در آرامش روحی من تاثیر زیادی دارد. صدای خوب، نعمتی است که بدون هیچ دردسری به آدم میرسد و باید قدر این نعمت را دانست.
ارزیابی شما از موسیقی محلی ایلام نسبت به کرمانشاه و کردستان چیست؟
ما خیلی نسبت به آنها کمکارتر بودهایم که دلایل فراوانی دارد. ایلام در زمانهای گذشته جزئی از استان کرمانشاه بوده و تحت تأثیر موسیقی آنها قرار گرفته است. خیلیها میگویند که ایلام موسیقی مختص به خود را دارد. ما سازی که خواستگاهش ایلام باشد را نداریم ساز دوزله، سورنا و دهل در تمامی مناطق کردنشین وجود دارند. لهجه موسیقی که مختص خود ایلام باشد در سطح کشور شناخته شده نیست. شما اگر کمانچه لری را بشنوید قطعاً تشخیص میدهید که موسیقی لری است، اگر یک قطعه موسیقی کردی را گوش دهید میفهیم که موسیقی کردی است ولی اینکه تقسیمبندی کنیم که این موسیقی از کرمانشاه، کردستان یا ایلام آمده است کار بسیار سختی است. در موسیقی کرمانشاه و کردستان یک سری فاکتورها را برای خود ساختهاند که مختص خودشان است ولی در موسیقی ایلام اینگونه فاکتوری وجود ندارد دلیل آن هم این است که سابقه موسیقی ما خیلی کم است، ما نوازنده سازهای محلی از قدیم داشتهایم ولی هنوز یک استودیوی ضبط موسیقی نداریم. یک سری نغمههای موسیقی مثل هوره داریم که مختص خودمان است.
به نظر شما موسیقی محلی ایلام میتواند از موسیقی محلی کردستان بهتر باشد؟
در کردستان به موسیقی به چشم یک ارزش نگاه میکنند ولی دید ما نسبت به موسیقی خیلی خوب نیست، خانوادهها خیلی موافق این نیستند که فرزندانشان در زمینه موسیقی فعالیت کنند. ما نوازندههای زیادی نداشتیم اشخاصی مثل آقای علیکرمی که صرفاً خودش زحمت کشیده که به این مقام برسد انواع و اقسام حرفها را شنیده ولی یک منطقهای مثل کرمانشاه 60 سال پیش ارکستر موسیقی داشته که ما تا 60 سال آینده هم نمیتوانیم ارکستر داشته باشیم. خیلی سازها در ایلام تعریف نشدهاند ما نوازنده کمانچه، پیانو و عود نداریم. اگر بخواهیم یک گروه موسیقی در ایلام تشکیل بدهیم باید تمامی صداها و سازها در آن وجود داشته باشد که خیلی از اینها در ایلام پیدا نمیشود.
هیچوقت در نظر نداشتید که به صورت یک فراخوان و استعدادیابی، یک ارکستر موسیقی را تشکیل دهید؟
من نزدیک به 6 سال مسئول انجمن موسیقی ایلام بودم و خیلی سعی و تلاش کردم که این کار را انجام دهم. متاسفانه آفت هنر، تعریف و تمجید دیگران است مثلاً یک نفر تهصدایی دارد و این صدا را در فضای مجازی به اشتراک میگذارد و کامنتهای زیادی برای او توسط مردم گذاشته میشود و این شخص احساس میکند که از شجریان هم بهتر میخواند و به هیچ عنوان قبول نمیکند که به کلاسهای موسیقی و آواز برود تا بتواند از این استعدادش بهتر استفاده کند و چون به صورت آکادمیک نمیتواند از این استعداد بهره ببرد، نه تنها نمیتواند پیشرفت کند بلکه تنزل هم پیدا میکند.
ما در بحث هنر خیلی استعدادهای درخشانی بهخصوص در زمینه شعر داریم و تلاش کردیم که اساتید خیلی از سازهای موسیقی که در ایلام وجود ندارند را برای آموزش به ایلام بیاوریم ولی به علت مشکلات مالی که خانوادهها داشتند برگزاری این کلاسها کنسل شد.
درباره موسیقی فولکلور برایمان توضیح دهید.
موسیقی ایلام یک موسیقی کردی است که لهجه خود را دارد. ما در جغرافیای استان ایلام، لک، لر، کرد و عرب زبان داریم، موسیقی لری ما شاید شبیه موسیقی لرستان نباشد ولی یک سری فاکتورها را دارد که میتواند در سطح کشور به اسم لری ایلامی مطرح شود. در حوزه هوره، هورهچرهای (هورهخوان) خیلی خوبی داریم. ما افراد زیادی داریم که به موسیقی فولکلور علاقه دارند منتهی در همین درجه ماندهایم و هیچ نوآوری و پیشرفتی نداریم. اگر بخواهیم که در سطح منطقه و کشور مطرح باشیم باید یکسری تغییرات را در آن ایجاد کنیم و برای پیشرفت، ایدههای جدید داشته باشیم و به سبکهای موسیقی که وجود دارند نوآوری اضافه کنیم. البته یکسری افراد، بدون مطالعه خواستند که نوآوری به وجود بیاورند که چیز بسیار خوبی از آب در نیامد.
در گذشته در عروسیهایمان از ساز و دهل استفاده میکردیم که به نظر من خیلی دلنشین بود ولی امروزه بعد از عروسی همه از سردرد مینالند چون استفاده بیش از اندازه از کیبورد داریم. آسیب دیگری هم که وجود دارد این است که فلان شخص که یک کرد ایلامی است تا میکروفن را به دست میگیرد با لهجه کردستانی شروع به صحبت میکند که این واقعاً خندهدار است.
آلبوم یا آهنگ جدیدی در دست کار ندارید؟
یک کار به اسم «سمفونی ایلام» در دست کار دارم که یک پروژه بسیار بزرگ است و شعرش هم «تمام گیانگم ایلام اگر هرزه وه قربانت» که یک غزل معروف و سروده آقای یعقوبیان است. آهنگ آنرا هم آقای فرخسرشتی توسط نوازندههای خارج از کشور ساخته است. یک کار دیگر هم برای طبیعت ایلام که آسیبهایی توسط خشکسالی و آتشسوزی به آن رسیده در دست اجرا دارم که یک ایده جدید است و شعرش را هم آقای رضایی به صورت کردی فارسی سروده است.
بهترین تجربهای که در زمینه موسیقی کسب کردهاید چه بوده است؟
کلاسهای آقای نوربخش خیلی به من کمک کرد، همکاری با اساتیدی چون استاد ساکت و استاد شعاری هم که خیلی چیزها از آنها یاد گرفتم برای من افتخار است.
تدریس آواز هم دارید، این برای شما خستهکننده نیست؟
تدریس که واقعاً یک چیز خستهکننده است ولی من چون شاگرد زیادی نمیگیرم و کسانی هم که برای ثبت نام در کلاس میآیند از آنها تست میگیرم و اگر صدای خوبی داشته باشند اجازه ورود به کلاسها را به آنها میدهم.
شاگرد سفارشی هم داشتهاید؟
بله، افرادی را به کلاسهای من میفرستند ولی من بدون تعارف، هیچوقت کسی را قبول نکردهام. کار آواز و بهخصوص آواز سنتی بسیار مشکل است.
چه جوایزی تا الآن کسب کردهاید؟
دو بار خواننده برتر کشور شدهام، یکبار در بین دانشجویان شمال و شمالغرب کشور به عنوان گروه برگزیده انتخاب شدیم، در شبهای موسیقی ایران هم گروه برگزیده شدیم.
چه صحبتی برای جوانانی که در ابتدای موسیقی هستند یا میخواهند وارد این عرصه شوند دارید؟
موسیقی، جدای از اینکه یک هنر است یک علم نیز میباشد که در دانشگاه هم تدریس میشود. هر رشتهای که میخواهند کار کنند حتماً کلاس بروند و پیگیر باشند و فریب حرف اطرافیان را نخورند، کارشان باید مورد تأیید اساتید فن باشند که یک کار زمانبر است و باید برای آن زحمت کشید. برای تولید یک کار، اصلاً عجله نکنند چون یک کار ضعیف از آب در میآید و بعدها پشیمان میشوند.
مصاحبه و انتشار: فردین حسینی
